گفتم چه بگویم و چه نگویم... که هیچ. این روزها شعری از مریم اردهالی خواندم که خوش آمد نقل کنم :
بنویس گوشهی روزنامه روی کاغذ توالت پشت هر در بستهای بنویس نامت را تاریخ تولدت را آرزوهایت را هر چه هر وقت عجله کن بنویس آنها همه چیز دارند نوشتن نمیدانند
۱ نظر:
گفتم چه بگویم و چه نگویم... که هیچ. این روزها شعری از مریم اردهالی خواندم که خوش آمد نقل کنم
:
بنویس
گوشهی روزنامه
روی کاغذ توالت
پشت هر در بستهای
بنویس
نامت را
تاریخ تولدت را
آرزوهایت را
هر چه
هر وقت
عجله کن
بنویس
آنها همه چیز دارند
نوشتن نمیدانند
بنویس
سرگردانشان کن
سارا محمدی اردهالی ـ سوم مرداد ۸۸
ارسال یک نظر