۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

اعترافات 2

از آنجا که این روزها ، روزهای عذاب وجدان است و عموم مردم در این کار خیرخواهانه شرکت دارند و از آنجا که برخی از رهبران و پیشوایان مردم ، برای رضای خدا و مردم دست به توبه و اعتراف زدند و از آنجا که هر فرد ایرانی عامل بیولوژیک بیگانه است و روح غربزدگی در او دمیده شده است و از آنجا که هر قلم بدستی خائن است و هر شاعری و هر موسیقدانی و هر ورزشکاری، رذل و وطن فروش، و از آنجا که هر دروغگویی خائن است و هر خائنی ترسو و هر ترسویی در بهترین جای دنیا یعنی زندان پشیمان می شود و دست به اعتراف می زند و از آنجا که همه ی ما گناهکاریم مگر اینکه عکسش ثابت شود آنهم به قضاوت برادران صدا و سیما، و از آنجا که تملق و چاپلوسی و دستبوسی و شانه بوسی امری بدیهی است در میان خائنین دروغگو و از آنجا که حفظ نظام می طلبد یاران دیرینه ی انقلاب توطئه چیان امروز نامیده شوند و اصولا و اساسا مخملیسم رواج شایان ذکری این روزها به خود گرفته و از آنجا که راه دیکتاتوری از پروپاگاندا و پوپولیسم می گذرد و راه دموکراسی از آنارشیسم، و بهترین راه راه بن بست است و از آنجا که بنده ی حقیر خسته شدم از این از آنجاها و لذت می برم ازین ادبیات خودسانسوری که ویژه ی بودن و زیستن در موقعیت امروز است ... اعتراف می کنم
اعتراف می کنم به ... اعتراف می کنم به ... اعتراف می کنم به... اعتراف می کنم که اعترافگر خوبی نیستم و نیازمند کمی چشیدن تجربه ی هتل زندان ج. ا
به امید آن روز که همه به راه راست ات با دست چپ ات هدایت شویم

۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

اعترافات

اعتراف می کنم
انسانم
نه بیشتر نه کمتر
اعتراف می کنم
به دنیا آمدم ناخواسته
در حال رفتنم خودخواسته
اعتراف می کنم
آزادم
نه کمتر نه بیشتر
اعتراف می کنم
کسی را دوست داشته ام
بارها دروغ گفته ام
اما
هیچگاه دهان دیگران را نبویده ام
هیچگاه تظاهر به راستی نکرده ام
اعتراف می کنم
انسانم
آزادم
اعتراف می کنم
اعتراف می کنم
من هنوز زنده ام
اعتراف می کنم
اعتراف
...
...