۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه

عمری دگر بباید بعد از وفات ما را

تناسخ هم ایده ی بدی نیست. آدمی را آرام می کند. باورش هم چندان سخت نیست. کافی ست کمی منطقی نیاندیشی. برخلاف دیگر ایدئولوژی ها، هزینه یی هم ندارد. یعنی از دلش کلی چیز بی سروته و دردسر ساز بیرون نمی زند. شاید هم بزند؟ نمی دانم، موضوع دیگران که پیش می آید دردسر ساز می شود اما در فردیت، کنار آمدن برایم چندان سخت نیست. مثل یک بازی می ماند. بازی با اراده ی آزاد، بازی با سرنوشت، بازی با زندگی و مرگ! نکته ی جالب آن در ندانستن و نتوانستن آن است و یک عالمه کنجکاوی های بی جواب. حالا کم کم دارم به این فکر می کنم بعد از مرگ به چه موجودی تبدیل شوم بکارم می آید و در آن زندگی هم حال می دهد. آرامم می کند، زیرا این چنین پوچی و زندگی راحت تر می شود و صد البته خودکشی هم
راستی هنوزم نمی توانم دست از سر جذابیت این تفکر بر دارم:
نبودن چه خوش است